تبلیغات
هلال احمر - داستان
هلال احمر
داستان ...
گزینه
در یک دهکده، پیرمرد خردمندی زندگی می کرد. افرادی که به مشکلی بر می خوردند یا سوالی داشتند، به او مراجعه می کردند. یک روز یک بچۀ باهوش و زِبل که می خواست سر به سر پیرمرد خردمند بگذارد، پرندۀ کوچکی گرفت و آن را طوری در دستش گرفت که دیده نشود. بعد پیش پیرمرد رفت و به او گفت: پدربزرگ، من شنیده ام شما باهوش ترین مرد دهکده هستید. اما من باور نمی کنم. اگر راست است، می توانید بگویید که این پرنده ای که در دست من است زنده است یا مرده؟ 
پیرمرد نگاهی به پسر انداخت و فکر کرد اگر به او بگوید که پرنده زنده است، او با یک حرکت کوچک دستش پرنده را می کشد، و اگر بگوید که پرنده مرده است، او پرنده را آزاد می کند تا به خیال خودش ثابت کند که از پیرمرد باهوش تر است. پیرمرد دستش را روی شانۀ پسرک زبل گذاشت و با لبخند گفت: مرگ و زندگی این پرنده به ارادۀ تو بستگی دارد! 
 بله. آینده و سرنوشت هر کسی مانند آن پرنده در دست خود فرد است. هر کسی در تحصیل، شغل و هر کار و انتخابی که دارد، اگر تلاش کند، موفق خواهد شد. فیلسوفی گفته است که زندگی عبارت از رشته ای از گزینه ها است. آینده و سرنوشت هر کسی کاملاً در دستان خودش قرار دارد.

|+| نوشته شده توسط عاطفه آزادی در چهارشنبه 18 فروردین 1389 و ساعت 11:34 ب.ظ | نظر شما ()
ویرایش شده در پنجشنبه 19 فروردین 1389 ساعت 11:23 ب.ظ

نوشته های پیشین
+  
+ مقدمه
+ تاریخچه
+ تعریف كمكهای اولیه
+ جابه‌جا كردن‌ بیمار
+ وضعیت صحیح بدن
+ مهارتهای عملی
+ خطرات جابه‌جایی‌ بیمار
+ مورد خاص‌ وضعیت‌های‌ اورژانس
+ نحوه‌ كمك‌ رساندن‌ بی‌خطر به‌ مصدوم‌
+ قوانین حمل بیمار روی برانكار
+ راهكارهای‌ حفظ‌ ایمنی‌
+ روش‌های‌ عملی‌ برای‌ جابه‌جایی‌ و نقل‌ و انتقال‌
+ همكاری‌ با گروه‌ خدمات‌ اورژانس‌
+ احیای قلبی تنفسی
صفحات :

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس